تبليغاتX
شکلات تلخ

شکلات تلخ

ثبت لحظه ها

روزهاي قبل از انتخابات ُ روزهای سبز من که ادامه دارد.

هيچ دوره اي مثل اون روزها شاد و سرزنده نبودم ! اميد توي همه وجودم فرياد مي‌كرد.

هيچ وقت روزهايي ابا اين همه هيجان و فعاليت نداشتم و حتما این روزها رو فراموش نمی کنم . مخصوصا شب اولین مناظره موسوی و ... رو که با مامانم هر کدوم یه گوشه اشک ریختیم ! اون برای آرمانهاش و منم برای ... نمی دونم بگم آرمان یا ... هر چی که بود حسابی قهوه ای شد ! اون شبُ شب سیاهی بود !

چه روزهايي كه گذشت و توش از خودم بدم مي‌اومد و چه روزهايي در اين دو ماه اخير قبل از انتخابات كه براي لحظه به لحظه‌ام برنامه و پاسخ و دلیل داشتم.

روزهايي كه همه شاد بوديم و براي فردا برنامه داشتيم ! زمان كمي رو توي خيابونها بودم و تنها چند روز آخر كارمون شبيه قبل انقلاب شده بود ، اما پشت بچه‌ها بوديم ! صدامون گرفت و كمرمون درد گرفت ! لحظه به لحظه اس ام اس داديم و روشنگري !

چه روزهاي سبزي بود وقتي تازه سبز شديم و  اميد متولد شد !

 من مي‌گم ما تازه متولد شديم ! بدون شکست . من طرف حق بودم و هستم پس چیزی رو از دست ندادم که برگشتنی نباشه هرچند با تاخیری ! اين تولد سبز توي قلب همه مردم و در خونه‌ها و كوچه‌ها و روي ديوارها مي‌مونه !

***

يكي از دوستان چند بيت شعر رو توي بلاگش گذاشته بود كه خيلي به حس و حالم مي‌خورد :

 چه كسي گفت كه شعر از قِبَل بي‌كاري است؟

«چه كسي گفت و غلط گفت كه» اعجاز بس است؟

اين‌همه قافيه و صنعت و ايجاز بس است؟

چه كسي گفت كه خون‌خواهي فرهاد مكن؟

«سرب در حنجره‌ام ريخت كه» فرياد مكن؟

چه كسي بود به من گفت سياوش مرده است؟

آن‌همه نغمه‌ي بيداري چاوش مرده است؟...

 

من مي‌خوام از نسل اين دولت اميد باشم و باور دارم كه دروغ رو نبايد باور كرد حتي اگر خيلي بزرگ باشه .

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:39 توسط معصومه اصغری |


 

 

امروز بعد از چند ماه ایازی - سخنگوی شهرداری تهران - دوباره حال و هوای نشست خبری به سرش زده بود ! دلیل این سخنگو در مورد انتخاب زمان ها نشستهای خبری خودش ماجرایی داره !

امروز از شروع جلسه با حرف های تکراری ایازی و بعد سوالهای تکراری مواجه شدیم که بخش قابل توجه این سوالهای تکراری به دلیل داده نشدن جواب لازم و درست به سوالها از سوی مسئولان شهرداری به خبرنگاران بوده و متاسفانه روند سوالهای تکراری در مقابل جوابهای تکراری ادامه داره ! تا کی !؟ شاید بعد انتخابات !

در جلسه امروز چند تا نکته برام جالب شد ُ یکی اینکه : ما که تا به حال دیار خارجه نرفتیم اما حداقل در دو سال اندی که توی حوزه نفت  با همه مشتقاتش بودیم به اندازه کافی با رسانه های خارجی مستقر در ایران و در ضمن در طول ۶ - ۷ سال کار خبر در شنیده ها از دیگر همکارن و در نهایت در آموزه هایی که در غیر از رشته اصلی تحصیلیم به دست آوردم و خوندم ! خبرنگار تا زمانی که قانع نشده حق سوال داره ! (البته با توجه به فضای جلسه)و البته حق دادن توضیح داره ! بارها در این دو سال پیش اومده که مسئول مربوطه در حال چرند گفتن بوده و داشته خزئبلات دیگه ای رو جای جواب تحویل می داده و خبرنگار فقط نگاهش کرده و بدون سوال مجدد گذشته ! کدوم درسته !؟

نکته جالب اینجاست که برخی از دوستان خبرنگار به اصطلاح حرفه ای در این حوزه و شاید بین الحوزه  و واتو واتو  این کار رو حمل بر مبتدی بودن اون خبرنگار می دونن ! گاهی چون ناهارشون دیر شده فقط می خوان جلسه تموم بشه و برن ! گاهی توضیح خبرنگار رو وزنه سنگینی بر بی اطلاعی خودشون می دونن ! و ...

امروز از اینکه ایازی در جواب کم اطلاعی یکی از دوستانم اون رو دست انداخت و اون نیشخندش رو دوباره تحویل داد و دوستان دیگر هم اجازه جواب رو به این همکارم ندادن خیلی قاطی کردم ! اونجا جای نشون دادن همکار بودن و همکاری داشتن بودُ نه اینکه دنبال سوالهای تکراری و ثابت کردن خودمون با سوالهامون باشیم!

نکته جالب دیگه تو چشم بودن اعتماد به نفس برخی از دوستان بود ! اگر اعتماد به نفس و اطلاع برخی از همکارای خبری در سوال پرسيدن کمه ! هستند عزيزاني كه دارن از خود شيفتگي و اعتماد  به نفس زياد خفه مي‌شن و نمی دونن از ضعف دوستانشون چطور حاشیه بسازن !

 از بررخي همكاران كه خبرهاي تكراري و هر روزه‌شون از پروژه‌هاي شهرداري ديگه داره زبانزد ساير گروه‌هاي خبري ميشه تا دوستاني كه براي حرمت حوزه كاري خودشون و همكارانشون ارزش قائل نمي‌شن و براي نشون دادن عمق ارادتشون به شهرداري و جماعت همراهش از همه چيز مي‌گذرن گاهی خندم می گیره و نمی دونم در مقابل این خبرنگارهای خود شیفته چه رفتاری داشته باشم !

هنوز دو سال از بودن در اين حوزه نگذشته اما حتما اگر ده سال هم بگذره هيچ وقت در مورد همكاراي حوزه‌ كاريم حتي اونهايي كه سالی يكبار اونها رو توی نشست های خاص مي‌بينمُ نسبت هر چيزي كه خودمم ازش ناراحت مي‌شمُ نمي‌زنم ! 

 گاهي به اين جمله جلال (روحش شاد) ايمان سبز مي يارم كه در خدمت و خيانت به سر مي‌بريم ! كاش همه به اندازه اين خدمت و خيانت بيشتر فكر مي كردیم !

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:14 توسط معصومه اصغری |


شهردار تونلهاي مينياتوري داريم

...

و غافليم

دعا ميكنيم تا همونطور كه چمران سالهاست صحيح و سالم از روي همت رد شده و بابايي و صدر و مدرس توي هم پيچ ميخورن ، خط دو مترو هم روي سر جمهوري اسلامي هوار نشه و يكي از اون قنات هاي بي سرو ته مسير تونل دهن باز نكنه !

 

 از ما گفتن بود و تا اول مهر منتظر قول شهردار خوش تیپ امیدوارانه می مانیم ! 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:33 توسط معصومه اصغری |


بعد از مدتها يه فرصت خوب براي يه سفر كوتاه اما عالي پيش اومد و ما رو با خودش برد و من خوشحال از معاشرت با لاله‌ها
و غبار زدايي با اونها
***
پشت سرم هستي يا نه
تو
سايه مني

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:47 توسط معصومه اصغری |


اين چيست در دست تو ؟

"پيرهن ژوليت"

كدام ژوليت !؟

"همان كه در نمايش بود . زيبا بود .... زيباترين دخترك جهان بود ... "

- آه عزيزم ، مگر از ياد برده‌اي كه ژوليت نمايش ما مرده است و مردي تنها لباس زنانه پوشيده است و ژوليت واقعي با دهان بسته ، زير صندلي‌ها پنهان است ....

 

بخشي از روئو پرنده است و ژوليت سنگ - فدريكو گارسيا لوركا

به بهانه دختركاني كه از محارم خنجر مي‌خورند  

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 17:7 توسط معصومه اصغری |


 

 

۲۳ دی ماه بود که خبرگزاری مهر در خبری عجیب و فرح بخش نوشت :

بررسیهای کارشناسان و مسئولان اجرایی در حوزه محیط زیست نشان می دهد آلودگی هوای تهران نه تنها رنگ و بوی گیاهان در تهران را از بین برده بلکه موجب مهاجرت کلاغها از پایتخت شده است.

بعد دوستان خبرنگار ما برای شاهد حرف های خود سراغ رئیس محیط زیست تهران رفته و با وی گفت  و گو کرده بودند که او هم گفته بود این موضوع نشانه یک فاجعه در اکوسیستم  شهری بوده و در صورت ادامه این روند دیگر گونه های پرندگان نیز دچار این سرنوشت شده و روزی خواهد رسید که تهران جز برجهای بلند چیز دیگری نخواهد بود و این شهروندان را از محیط زیست جدا و تحمل آن را سخت خواهد کرد.

این کارشناس محیط زیست در خصوص مهاجرت کلاغها از تهران می گوید: البته آنها از نقاط آلوده شهر دور و در نقاط پاکیزه تر آن مستقر شده اند به گونه ای که در مناطقی از تهران شاهد افزایش تعداد کلاغها و زاغیان هستیم و این موضوع تعادل اکوسیستم شهری را به هم می زند.

وقتی این خبر روی سایت مهر قرار گرفت زمینه شادی و نشاط دوستان را فراهم کرد و کلی خندیدیم . دلایل :

به این فکر کردیم که دوستان خبرنگار ما شغل دومی پیدا کرده اند که همانا سرشماری کلاغهاست

بعد به این نتیجه رسیدیم که علت حقوق مکفی و مناسب این دوستان اقدامات زیست محیطی آنهاست

و باز هم به این نتیجه رسیدیم که ای خاک بر سر ما که از کلاغ ها هم بد بخت تر هستیم که هیچ کس نیامد ببیند داریم خفه می شویم و جایی هم نداریم برویم

و از همه مهمتر که دوستان مسئول سازمان محیط زیست به جای تعامل با دوستان شهرداری و اصحاب رسانه در کاهش آلودگی هوا و نجات جان تهرانی های زبان بسته نگران کلاغ های خوش خبر هستند و نتیجه تعاملات مشترک دولت و شهرداری و سازمان محیط زیست به فرار کلاغ ها انجامیده است.

 

اما

این خبرگزاری وزین امروز در خبری به قول خودمان با حال و هوای باحال اعلام کرد که

خوشحال باشید که کلاغها تا عید به تهران بر می گردند!

 

این خبرگزاری در خبر امروز خود آورده است :

تحقیقات نشان می دهد کلاغهای پایتخت که با بالا گرفتن آلودگی هوا و بخشی از آب تهران از تعدادشان به شدت کاسته شده بود این روزها در اثر افزایش بارندگیها و کاهش آلودگی تهران به طور تدریجی در اطراف تهران دیده می شوند و پیش بینی می شود تا آغاز فصل بهار به کاشانه خود بازگردند.

مهاجرت کلاغها اگرچه به شکل روزانه انجام می شود و کلاغها در فصل زمستان برای یافتن غذا به مکانهای اطراف شهر که محل  انبار آشغال است مهاجرت می کنند اما آلودگی هوای تهران به مهاجرت دسته جمعی این پرندگان دامن زده بود.

عبدالرضا باقری بازگشت کلاغها را به سالم بودن هوای تهران در این چند روزارتباط  داد و گفت: ممکن است اگر هوا به همین شکل سالم بماند، کلاغها به طور کامل به تهران برگردند چرا که آلودگی روی نفس کشیدن حیوانات به خصوص پرندگان تاثیر زیاد دارد و کلاغها به خاطر با هوش بودن به این موقعیت واکنش سریع نشان می دهند.

مهاجرت کلاغها از تهران درشرایطی اتفاق افتاده بود که در جریان افزایش آلودگی هوا در روزهای نخست دی ماه امسال بسیاری از پرندگان نظیر بلبل، توکا و قمری از تهران رفته بودند و کلاغها و زاغها به علت مقاومت بالایی که در برابر آلودگی هوا داشتند ماندگار شده بودند که آنها نیز تاب آلودگی هوا را نیاورده و به مناطق دیگری مهاجرت کردند.

 

بعد ما و دوستانمان که مثل دوستان این خبرگزاری فعال نبودیم نشستیم و هی این خبر را خواندیم و باز با اجازه شما کرکر خندیدیم و مایه مسرت ما شد که "دنیا به کاممان که کلاغ ها برگشته اند"

و باز نشستیم و با هم به این فکر کردیم که روش های شمارش کلاغ چه بوده ! بعد گفتیم که حتما دوستان در اقصی نقاط شهر دوربین کار گذاشته اند و یا از دوربین های نصب شده نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی استفاده کرده اند

بعد احتمال دادیم که حتما آنها هم غداهایشان را با گوشت کباب شده کلاغ های تامین می کردند و وقتی در تورهایشان چیزی گیر نکرده یعنی آنها رفته اند !

و بعد احتمال های دیگری دادیم و در آخر خدا رو شکر کردیم که حداقل یک جا هست که نگران این موجودات نجیب و با ارزش غذایی بالا هستند.

:)

در آخر باز هم از دوستان سرشمار می تشکریم و نظر آنها انجمن بزرگ و پر شکوه کلاغ های عقاب نشان و فربه پارک شهر - جنب ساختمان شهرداری تهران جلب می کنیم !

 


+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 17:12 توسط معصومه اصغری |


 

 

وزارت امور خارجه تنها ارگاني بوده است كه پس از دولت ، سالهاست براي خود سخنگو دارد و هر هفته به طور مرتب ، و حتي مرتب‌تر از دولت جلسات خود را برگزار مي‌كند و  خبرنگاران هم هميشه از اين جلسات تا حدودي راضي بيرون آمده‌اند ! اين نسبي بودن به ميزان انتظار خبرنگار از نوع پاسخگويي و كامل بودن پاسخ مقام مسئول بستگي دارد.

اما مدتي است كه ساير نهاد‌ها و سازمان‌ها دولتي براي خود سخنگو معرفي مي كنند تا مديران خود را با توجيه بيشتري به سايه ببرند.

در اين ميان شورا و شهردراي تهران هم براي خود سخنگوياني دارند كه البته تفاوت زيادي بينشان وجود دارد.

سخنگوي شهرداري تهران كه اخيرا خود را از سخنگويي "شهردار تهران" مبرا كرده است تقريبا هر دو هفته يكبار در جمع خبرنگاران حاضر و به سوالات " يكي ـ يكي " آنها پاسخ مي‌دهد. پاسخ‌هايي كه در بيشتر موارد همان متن اصلي سوال خبرنگار است كه در اول يا آخر آن يك اميدواريم ، انشاالله به زودي و ... اضافه مي‌شود. به عبارتي پاسخ‌هاي سخنگوي شهرداري گاهي آنقدر كلي است كه خبرنگا از تكرار سوال خود پشيمان مي‌شود و يا با هماهنگي هم روي يك موضوع اصرار مي‌كنند تا بالاخره يك خط پاسخ صريح از صحبت‌هاي وي به دست بيايد.

البته با توجه به اعتراض‌هاي خبرنگاران و نظر‌سنجي صورت‌گرفته قول داده‌اند كه اين مشكل و يا ايراد به زودي رفع شود.

اما سخنگوي شوراي شهر تهران !

سخنگوي شوراي شهر تهران كه جزو اعضاي فعال اين شوراست ، در موقعيتي قرار گرفته كه به نظر مي‌رسد تقريبا هر هفته در مورد آنچه بايد از جلسه غير علني  به خبرنگاران بگويد و آنچه را كه نبايد بگويد با مشكل مواجه شده و در مقابل با اعتراض و سوالات متعدد خبرنگاران مواجه مي‌شود . سوالاتي كه بخش قابل توجهي از آنها بنا بر همان مصلحتي كه اين روزها در شهرداري زياد از آن مي‌شنويم بايد بي پاسخ و يا مختومه بمانند.

اما به جاي وارد شدن به جزئياتي كه هيچ احتياجي به ذكر آنها نمي‌بينم، مي‌خواهم وظايف يك سخنگو  آن هم سخنگوي نهادي چون شوراي شهر را حداقل طبق آنچه كه تا كنون ديده و شنيده‌ايم ، يكبار ديگر يادآوري كنم، هر چند كه دستمان به آيين‌نامه داخلي شوراي شهر تهران در مورد وظايف يك سخنگو نرسيد:

- انتقال مطالب طرح شده در جلسات غير علني يا بدون حضور مستمع بنا بر مصلحت عمومي كشور نه مصلحت‌هاي تعريف نشده ديگر و ناشناخته

- انتقال كامل مطالب به دور از حذف و يا فراموش‌كاري و يا تراشيدن دلايل بي مورد

- انتقال مطالب جلسه توسط سخنگو و دوري از درز كردن برخي از اطلاعات (قابل انتشار يا غير قابل انتشار) توسط اعضاي ديگر

- پاسخگويي به سوال‌هاي خبرنگاران در ساعت مشخص شده از قبل و قانع شدن آنها (چرا كه خبرنگاران هم نمايندگان مردم هستند )

- توضيح و تشريح در مقابل سوال‌هاي پرسيده شده تا جايي كه منافع و مصلحت ملي زير سوال نرود و موجبات اختلاف و تفرقه افكني نشود

- داشتن لحن و بياني گيرا و بدون ايراد و همراه با احترام در ارتباط با خبرنگاران خبرگزاري‌ها و رسانه‌ها مكتوب و تصويري

- پرهيز از تبعيض در پاسخگويي و جهت‌گيري در نوع برخورد‌ها

و .....

حداقل آنچه كه در بالا ذكر كردم عملي و عيني‌ترين موارد وظايف يك سخنگو از نگاه رسانه‌ها بود كه بايد رعايت شود. اما نبايد از نظر دور داشت كه يك سخنگو در ابتدا از رييس آن شورا و مصلحت‌هايي كه در آنجا با هم در نظر دارند تبعيت مي‌كند و نه آنچه رسانه‌ها انتظار دارند و متاسفانه آنچه كه در شوراي شهر تهران اين روزها شاهد هستيم همين روند است و اعضاي شوراي بنا بر مصلحتي كه حتي حاضر به حرف زدن در مورد آن نيستند به سخنگو اجازه پاسخ و تشريح بسياري از مطالب را نمي‌دهند.

هرچند كه برخورد‌هاي اخير سخنگوي شورا در به پاسخ گذاشتن و مبهم پاسخ دادن و يا حتي برخورد جهت‌گيرانه در مورد برخي خبرنگاران را چندان بي معني از سوي شخص وي نمي‌دانم اما در نهايت همه اين شرايط را متوجه رييس و نايب رييس آن مي‌دانم كه بايد تعريفي تازه از پاسخگويي به مردم را در جايگاهشان كه دفاع و حفظ حقوق مردم است ارائه دهند.

اين حرفها را در شرايطي مطرح مي كنم كه قرار بود نامه‌اي در اعتراض به نوع پاسخگويي سخنگوي شورا براي رييس شورا ارسال شود كه اين اتفاق با بي توجهي همكاران خبرنگار نيافتاد.

در عين حال از اينكه برخي اعضاي هميشه مدعي شورا كه در شعارهایشان ادعا می کردند در صورت انتخاب شدن اولین تصمیمشان علني شدن روزهاي يكشنبه شوراست و تاكنون به تصميمشان جامه عمل پوشاندند و امروز جريانات روزهاي يكشنبه شورا در حضور شهردار تهران همواره مبهم مي ماند تشكر مي‌كنم و از اينكه گاهي برخي اخبار كه به نفعشان است را به برخي خبرنگاران هم‌راهشان مي‌دهند باز هم تشكر مي‌كنم و نمي‌دانم همه آنهايي كه در اقليت‌اند،همينقدر منفعل هستند!؟

 


 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 19:7 توسط معصومه اصغری |


سلام !

حال همه ما خوب است

....

اما تو باور مكن.

 

فكر مي‌كردم حوزه شهري اونقدر بزرگ و پر خبر هست كه هيچ وقت براي خبر نگران نمي‌شم ، البته خبر از نظر من اخبار روزمره و روتين شهرداري نيست !

اما حالا و فقط بعد از چند ماه بودن در اين حوزه نتيجه ديگه‌اي حاصل شده !

بسياري از اخبار امكان ارسال ندارن ! به دلايل داخلي كه از بيرون ناشي مي‌شه و به دلايل كلي سياسي كشور كه كلا همه جا هست و توضيح نمي‌خواد!

اول فكر مي‌كردم امكان مقاومت هست ! هنوز مي‌شه به شكلي اونچه كه مي‌خواي را بگي اما ديگه نمي‌شه ! دارم خودمو عذاب مي‌دم ! تنهام ! نه توي ايسنا و نه هيچ جاي ديگه‌اي همراه ندارم !

گاهي از برخي آدمها كه فكر مي‌كني همراهت هستن آسيبهايي مي‌خوري تو ذهنتم نمي‌گنجه ! نمي گم خنجر اما كمي از اون نداره !

 

نگرانم !

نگران اين مردم و خودم كه جزوشون هستم ! قرباني ! قرباني دنيا طلبي و قدرت‌خواهي و بي‌عاري عده‌اي شديم كه هيچ گوشي براي شنيدن ندارن و هر با پول همين مردم بزرگ‌تر مي‌شن !

فكر مي‌كردم ارتباط با شوراي شهر و همكاري با اونها گاهي و در برخي از سوژه‌ها كارگشاست اما اونها اونقدر در روزمرگي و سكون فرو رفتن و از كنار مسائل به نحوي ساده رد مي‌شن كه اين دلسردي به همه جا رسوخ كرده و كاملا عيانه !

انتظاري ندارم !

جز از خودم كه آروم باشم و اين چهار تا پاره استخونم رو بيشتر از اين عذاب ندم ! 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 17:50 توسط معصومه اصغری |


پنجمین جشنواره مطبوعات هم تمام شد !

 

نمی دونم چرا شرکت کردم ! اما حتما منتظر برنده شدن نبودم !

به خاطر چیزهایی که بابت قضاوت ها شنیده بودم و بیشتر به خاطر عملکردم در این حوزه ! چون اصلا به نظر علما خوش نبوده !

 

دیشب بهش فکر کردم اما خیلی زود محو شد !

اما از بعضی چیزها در جریان برنامه تعجب کردم ! مثلا جمله مجری که خبرگزاری فارس رو در راس خبرگزاری های کشور معرفی کرد ! البته نتونستم این جمله رو توی گزارشم بیارم ! یعنی نذاشتن !

شهردار هم به قول برو بچ سیاسی یه جلسه غیر شهری داشت که انگار اونقدر مهم بوده که نیاد و مشاور عالیش رو به جای خودش بفرسته ! اما فردا صبحش به جای جشنواره رسانه های شهری به کنفرانس بین المللی روابط عمومی رفت.

تازه قول داده بودن که بلیت میلاد آخر برنامه به همه شرکت کننده ها داده بشه اما توکلیان گفت که همه رو با خانواده می بریم ! و از اونجایی که این بردار به عنوان دبیر جشنواره خیلی بد قول بوده باید حالا حالاها منتظر باشیم !

به همه دوستانی که در جشنواره رتبه آوردن هم تبریک می گم از جمله ابراهیم زاده از  اعتماد ُ  ایمانی از کارگزاران ُ اسحاقی از ایرنا و خیلی از دوستانی که شاید یکبار هم ندیده باشیمشون اما کارشون درسته !

گزارش جشنواره ! 1 و ۲

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 16:56 توسط معصومه اصغری |


 

 

 

شهردار در نقش دیپلمات رفت !

شهردار در نقش حامل پیام رفت !

شهردار در نقش حامل پیام چه کسی رفت!؟

شهردار برای دیدن مونوریل رفت!

شهردار برای مذاکره برای سرمایه گذاری رفت ! 

شهردار با معاونانش رفت

شهردار با هیات همراه رفت

شهردار حامل پیغام های مهم بدون بدرقه رسمی رفت!

شهردار منتخب برای دیدن رفت 

شهردار هشتم دنیا برای فعال کردن نقش خود ! یا تهران ! یا ایران رفت !

شهردار تهران برای رایزنی در مورد مذاکرات هسته ای رفت !

شهردار تهران برای نشان دادن توانایی هایش رفت

شهردار تهران با همسرش به توکیو و ... رفت

شهردار تهران به عنوان شهردار تهران رفت !؟

شهردار تهران برای تمرین مسئولیت های خطیر آینده رفت !؟

شهردار تهران برای دیدن خارجه رفت !؟

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 18:5 توسط معصومه اصغری |