تبليغاتX
شکلات تلخ

شکلات تلخ

ثبت لحظه ها

بررسی سنگ نبشته های مزار شهدا

 

توسط جمعی از کارشناسان مردم شناسی

 

از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور

 

 

در این مجموعه سنگ نبشته های مزار شهدا در زنجان ، مازندران ، سیستان و بلوچستان ، یزد ، بیرجند ، گناباد ، تربت حیدریه ، شیراز ، آباده و کازرون ، اراک ، همدان ، باختران ، کرمان ، کرمان ، رفسنجان ، بم ، تهران   (قطعه 17)، هرمزگان ، تبریز ، مراغه، میانه، اهواز و دزفول بررسی شده است .

 

بدون تردید هر یک از نشانه های روی قبر ها نشانه فرهنگ سنتی و مذهبی خاص هر شهر را دارند و با اعتقاد به معاد و جاودانگی روح در تفکر مردم آن شهر ارتباط دارد . مثلا «آرامگاه ابدی» کنایه از این است که زندگی با مرگ به آخر نمی رسد و مرگ جاودانگی است ، ملحق شدن به ابدیت است نه عدمیت . و یا «شهید شاهد» اشاره به زنده بودن شهید دارد که قران مکر این نکته را تائید و تاکید نموده است و به همین دلیل رسیدن به درجه شهادت را نیل به مدارج عالی می داند .

در عین حال از گذشته های دور تا کنون سنگ نبشته ها حاوی تاریخی دور بوده اند که ما را از دوره های مختلف تاریخی آگاه می کنند و از همین رو بسیاری از اطلاعات ما از نیاکانمان به واسطه نوشته ها و نقوش همین سنگ نبشته ها هستند ! این سنت در بین مردم حفظ شده و ما این فرهنگ را روی سنگ قبرمزار

درگذشته گانمان و به خصوص شهدا در دوره های مختلف می بینیم .

کتاب بررسی سنگ نبشته های مزار شهدا در استان های مختلف به بررسی دقیقی از این سنگ ها ، اندازه ، ظاهر ، متن ، نوع نوشته ها ، معنای نوشته ها و ...پرداخته است .

 

 

1- نام و موقعیت قبرستان ها در شهرستان های مختلف

 

محل دفن شهدا در بسیاری از شهرها جداگانه و با عنوان هایی مجزا هستند مثل گلزار شهدا دارالرحمه شیراز یا گلزار شهدا کازرون که به این ترتیب نوع قبر ها و اطراف قبور و نحوه رفت و آمد مردم به آنها متفاوت است . در بسیاری از شهر های دیگر مزار شهدا در کنار قبور سایر رفتگان قرار گرفته که با نام هایی مثل باغ فردوس ، بهشت زهرا ، باغ بهشت و ... نام گذاری می شوند . در برخی از شهرها مثل زنجان مزارپایین و مزار بالا دارند ، مزار پایین برای مردم متوسط و محروم جامعه است و مزار بالا که در قسمت شمالی شهر قرار گرفته است به متمولین شهر تعلق دارد و نکته جالب در این است که تعداد بیشتر شهدا متعلق به مزار پایین است و این مسئله مبین بسیج نیرو های مردمی است که اکثریت آنها از طبقات محروم و مستضعف جامعه هستند و در عین حال هیچ تفکیکی بین درجه نظامی و یا تحصیلی این شهدا قائل نشده اند .

نکته دیگر اینکه این قبرستان ها عموما در نزدیکی شهر ها قرار گرفته اند و پس از سالها  تقریبا در مجاورت با شهرها قرار گرفته اند .

 

2- جنس ، اندازه و رنگ سنگ مزار شهدا

 

 

اندازه سنگ ها تقریبا در همه شهرها یکسان است و بین 80 تا 100 سانتی متر طول و 50 تا 70 سانتی متر برای عرض است و بنا بر نوع خانواده و سطح زندگی آنها و فرهنگ آن شهرنوع سنگ فرق دارد ، عمده سنگ ها از نوع سیاه یا مرمر ساده و یا چنانچه قدیمی تر باشند و محرومتر از نوع سنگ های عادی تراش خورده ، البته در برخی از شهر ها مثل توابع مشهد و بیرجند به دلیل اینکه ساخت و سفارش سنگ در روستا ها و شهرهای کوچک سخت و گران تمام می شود سنگ قبر رفتگان و شهدا را با خشت هایی که خود مردم می سازند ، آماده می کنند .

همچنین در بیشتر مزار شهدا استفاده از ویترین و قاب بالای سر قبر ها متداول است که در آنها عکس شهید و یادگاری هایی از آنها و چیز های دوست داشتنی آنها گذاشته می شود . در کنار این ویترین ها نیز پرچم هایی با نوشته هایی چون یا " زهرا" "یا حسین" "یا مهدی ادرکنی" "الله اکبر" و ... نصب شده است .

 

پیش از این اشاره شد که نوع سنگ قبرها بنا بر شهرستان مورد نظر و نوع فرهنگ ان متفاوت است . مثلا در بندرعباس روی قبر را با روپوشی پارچه ای که روی آن را گلدوزی و سوزن دوزی کرده اند می پوشانند . علت این کار این است که گذاشتن سنگ قبر برای انها طولانی و هزینه بردار است . تفاوت قابل توجه در این است که روی سنگ نبشته های شهدای این شهر خواسته های شهید منعکس می شود اما روی روپوش های پارچه ای آرزو های بازماندگان شهدا آورده می شود .

 

ذکراین نکته لازم است که در بسیاری از شهرها به خصوص در سال های ابتدایی پس از جنگ تحمیلی سنگ قبر شهدا به خصوص شهدا گمنام را بنیاد شهید و سایر سازمانها و نهاد ها مثل جهاد سازندگی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نصب می کرده و از همین رو این سنگ ها یک شکل و یک اندازه و با نوشته ها و نقوش یک سان هستند.    

 

3- طرح ها ، نوشته ها، نقوش و نوع خط

 

3-1 – طرح ها

 

طرح روی سنگ نبشته ها در شهر های مختلف  بسیار متنوع هستند اما تقریبا معنایی یکسان دارند و در بالای قبربه کار برده می شود .

 در ادامه به چند مورد آن اشاره می کنم ؛

گل لاله ، کتاب ، نام الله ، آیه  ای از قران و یا آرم و نشان سازمانی که شهید در آن عضویت داشته است.همچنین در بالای قبر شهدا کشیدن چراغ یا شمع متداول است .

 

3-2 –نوشته ها

 

پس از آوردن نشانه ای چون گل لاله و یا کتاب که نمادی از قرآن است آیه یا حدیثی از قرآن یا سایر کتب و یا اشعاری  آورده می شود که نمونه هایی از آن در ادامه آورده می شود ؛

شهید قلب تاریخ است .

انا فتحنا لک فتحنا مبینا .

شهید شمع محفل بشریت است .

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار.

اگر ایمان ندارید لاقل آزاده باشید .

و...

در اشعار به کار برده شده روی این سنگ نبشته ها صفت هایی به شهدا داده شده است که حاوی مضامینی معنی دار هستند . مثل : بلبل باغ بهشت ، فرق خونین عرش خدا ، الفبای شهادت ، خط سرخ ، لاله گون و ... که هرکدام به دیدگاه به خصوصی ناظر است .

در بیشتر قبور شهدا ÷س از اشعار قسمت هایی از وصیت نامه شهدا یا پیام آنها آورده می شود که برخی از آنها عبارتند از؛

پیروزی اسلام.

ادامه راه شهدا و رسیدن به مقصد نهایی.

نثار جان و مال و فرزند در راه قرآن و ادامه راه انبیاء.

جهاد در راه عقیده .

و...

قبل از آوردن نوشته ها و اشعار اسم شهید ، تاریخ و محل شهادت وی آورده می شود .

 

3-3- نقوش

 

معنا و کاربرد برخی از طرح های سنگ نبشته های شهدا ؛

- درخت، برگ و گل : ازقدیم متداول بوده است و به معنای جوانی ، مردمی بودن و اشتهار است و به معنای خیر و نیکی کردن صاحبان آن در زمان حیات .

- مهر و تسبیح : ایمان و اعتقاد مذهبی (گاهی به جای کشیدن نقش آن از مهر و تسبیح واقعی در ویترین و بالای سر قبر استفاده می شود

- مرغ : عشق به زندگی و صعود به عالم بالاتر که امروزه به صورت کبوتر کشیده می شود .

- گل لاله : سمبل خون و شهادت .

- گل سرخ : سمبل زندگی .

- کتاب : (به صورت گشاده) سمبل زندگی

- پرنده : مظهر حیات و زندگی و سبک بالی و پرواز سبک به روح از بدن

 

3-4- نوع خط

 

تقریبا در همه سنگ های قبور شهدا و سایر رفته گان در شهر های مورد بررسی در این کتاب از خط نستعلیق استفاده شده است و به مرور زمان نیز استفاده از این نوع از خط بر روی سنگ مزار همچنان باقی مانده و جایگزینی ندارد .

 

 

 

 4- مضامین سنگ نبشته ها

 

4-1- اشعار مضامینی که هدف،آرمان و اعتقاد را مطرح می کنند ، مثل :

آنان که ندای حق شنیدند همه      با عشق به سوی حق دویدند همه

بر تن کفنی ز اطلس خون کردند        بر سنگرسرخ آرمیدند همه

 

4-2- مرگ و زندگی

 

حجاب چهره جان می شود غبار تنم                   خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست             روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

 

4-3- مقام و منزلت شهید

 

بر مزارش لاله می روید نمی دانم چرا               خاکی اینسان لاله خیز و مشکبو دارد شهید

 

گرچه او رفت و به فردوس برین جای گرفت                    سوخت از سوز غمش جان و دل و دیده ما

 

 

4-4- مسائل اجتماعی

 

اکنون که دیده هیچ نبیند به غیر ظلم                   باید ز جان گذشت کزین زندگی چه سود

در راه دوست کشته شدن آرزوی ما است                      گرچه دشمن تشنه به خون گلوی ما است

 

قیام ما قیام حق کشی نیست                          مرام ما مرام خامشی نیست

 

هر کجا فریاد آزادی منم                             من در این فریاد ها تن می زنم

  

 

 

 4-5- اشعاری از زبان شهید

 

این اشعار بیشتر از زبان مادران به فرزندان و یا از زبان خود شهدا برای مادران است؛

 

مزار مرا گل افشان کن ز خون دیده ای مادر              که من خشکیده و پرپر گلی از جور صدامم

 

شدم با اولیاء و انبیا هم بزم و هم آیین                        مکن از نهر من مویه ببین عز و وقار من

 

آنچه در این سنگ نبشته ها قابل توجه است ، این است که در همه آنها احساس یاس ، حزن ، اندوه و ناکامی نسبت به از دست دادن فرزند و زندگی در این دنیا دیده نم شود و این مسئله از فرهنگ انقلابی خانواده ها نشات می گیرد.

 

 منبع : بررسی سنگ نبشته های مزار شهدا ، جمعی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی کشور ، چاپخانه سحاب . تهران . ۱۳۷۰

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 23:47 توسط معصومه اصغری |


نماز‌خانه دانشكده ؛ خوابگاه ! نماز‌خانه ! كتابخانه يا ... نمازخانه همواره به عنوان يكي از بخش‌هاي اصلي دانشكده به حساب آمده كه در آن بسياري از برنامه هاي مذهبي عقيدتي و تربيتي انجام و مطرح شده است . در بسياري از مدارس مراكز علمي و دانشگاه‌ها وجود نمازخانه حتي در محدوده‌اي كوچك تقريبا اجباري و لازم است اما نحوه استفاده از آن و كاربري آن هرگز مورد بررسي قرار نمي گيرد ؛ به اين معنا كه كاربرد غير مذهبي از نمازخانه در ادارات دولتي و خصوصي و دانشگاه‌ها گاه بسيار بيشتر از كاربرد مذهبي آن (اداي فرايض ديني) است . اين مسئله زماني بشتر اهميت پيدا مي‌كند و مورد توجه قرار مي‌گيرد كه بخشهاي مربوط به استراحت ، صرف ناهار و كتابخانه در اين مراكز به اندازه كافي و متناسب با تعداد كارمندان و مخاطبان نباشد و اين افراد مجبور به استفاده از فضاي نمازخانه باشند ! البته اين مسئله با توجه به نوع مراكز اداري و دانشگاه ها و نيز نوع استفاده كنندگان از آن (زن يا مرد بودن)متفاوت است . به عبارتي مطالعات آماري نشان مي‌دهد كه تعداد خانم‌ها در استفاده از نماز‌خانه ها با كاربردي غير از انجام فرائض ديني بيشتر است . شايد يكي از دلايل اصلي اين مسئله اين باشد كه زناهن به واسطه نوع پوشش خود در طول روز امكان برداشتن حجاب و حداقل راحتي را ندارند اما مردان از اين ويژگي برخوردار نيستند و بدون حجاب (روسري ، مقنعه ، مانتو و چادر ) به راحتي به امور خود مي‌پردازند . نماز‌خانه دانشكده علوم اجتماعي علامه طباطبايي نمازخانه اي حدود 30 متر مربع دارد (كه با توجه به فضاي كلي دانشكده كه خود نسبت به دانشكده هاي ديگر بسيار كوچك است ). اين محدوده 30 متر مربعي خود با پرده‌اي به دو نيم آقايان و خانم‌ها تقسيم شده است . اما با توجه به تعداد بيشتر خانم ها نسبت به آقايان در زمان نمازهاي جماعت ظرفيت نمازخانه تكميل شده و تعداد محدودي مي توانند به نماز جماعت برسند . اما در ساعات ديگر روز باز هم جمعيت قابل توجهي از خانم ها در نماز‌خانه حاضرند . *** محلي براي قرار‌هاي دوستانه *** نمازخانه در بسياري از موارد تبديل به محلي براي ديدار با دوستان و هم‌كلاسي ها مي‌شود به اين معنا كه دانشجويان ديد و بازديد ‌هاي روزانه خود را در نمزخانه انجام مي دهند ! *** محلي براي استراحت *** بسياري از دانشجويان در فاصله بين دو كلاس خود كه گاهي حتي به 3 يا 4 ساعت هم مي‌رسد ترجيح مي دهند در نماز‌خانه استراحت كنند . حتي گاهي در زمستان به واسطه وجود بخاري و شوفاژ بخشي از نماز‌خانه تبديل به خوابگاه مي‌شود ! ***مشورت درسي و انجام تحقيق‌ها به صورت گروهي *** بسياري از دانشجويان از نمازخانه به عنوان محلي استفاده مي‌كنند كه در آن مي‌توانند به راحتي در كنار دوستان و هم‌كلاسان خود تحقيق‌هاي گروهي را انجام دهند و يا به تكميل جزوه‌هاي خود بپردازند . در كنار اين موارد مي توان به كاربرد هاي جزئي تر نمازخانه ‌ها اشاره كرد اما در تحقيق ما اين موارد مورد بررسي قرار مي گيرند ! روش جمع آوري اطلاعات در اين تحقيق مشاهده و مصاحبه خواهد بود .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 18:59 توسط معصومه اصغری |


زن زودتر از بقيه جلو مي‌آيد، با ترديد سلام كرده و دستهايش را براي اين كه محكم در آغوشم كشد،‌ باز مي‌كند؛ انگار كه چيزي برايش تداعي شده باشد، بدون هيچ ابايي مي‌پرسد: «بچه داري؟»

جوابم تنها يك كلمه است: «نه»

زن با خنده مي‌گويد: پس ازدواج نكردي! در اين حال است كه مرا به بقيه زنها نشان مي‌دهد و همه با هم مي‌خندند و مي‌آيند تا بغلم كنند!

مددكاري كه همراهم است جدايمان كرده و مي‌گويد: «‌هر دختري كه مي‌آيد، بغلش مي‌كنند؛ يا بچه ندارند يا رهاشده‌اند!»

 

 اينجا «سراي احسان كهريزك» است، جايي كه براي منزل‌كردگان در آن، آخر دنياست و اينها افرادي هستند كه در چرخه حمايت كميته امداد، بهزيستي، نيروي انتظامي، خانواده و ... جذب نشده‌اند و به دليل بيماري رواني، توان زندگي مستقل در دنياي آزاد را نيز ندارند.

 

دختري جلو مي‌آيد، شانه‌ام را به طرف خودش مي‌كشد و آرام مي‌گويد: «كمكم مي‌كني زودتر بميرم!؟ مي‌خواهم بميرم!»

با بهت مي‌گویم :«چرا ! »

جوابي خنده‌دار اما تأثرانگيز مي‌دهد؛ «هيچ كس منو نمي‌گيره! خواستگار ندارم!»

در جوابش تنها اين به ذهنم مي‌رسد؛ «اين كه ناراحتي نداره، ‌خيلي‌ها ندارند!»

ــ «نه! من بايد بميرم! اگر كسي منو نگيره، بابام ميندازدم بيرون!» در حاليكه دور مي‌شود، هي تكرار مي‌كند: «من بايد بميرم! بميرم!...»

 

مددكار مي‌گويد: «از بيماران حاد اسكيزوفرني ماست!»

گروه سرود زنان سراي كهريزك با شعف هرچه تمام‌تر و در صفي نامرتب، اما يكصدا نواي «تو اي پري كجايي!» سر داده‌اند؛ اينها بيماران تقريباً سالم هستند.

حميرا جلوتر ايستاده و با صدايي گيرا و رسا تك‌خواني مي‌كند: «تو اي پري كجايي،‌ كه رخ نمي‌نمايي؟»

مددكار در موردش چنين توضيح مي‌دهد:«سالها آمريكا زندگي مي‌كرده! آمريكايي را با لهجه صحبت مي‌كند، تحصيلات بالايي دارد، او هم اسكيزوفرني است!»

 

 در اينجا تنها سرپناه اهميت دارد و مثل ساير مراكز، به بيماربودن، اعتياد داشتن يا مجرم بودن افراد توجهي نمي‌شود.

مسؤول سراي احسان كهريزك در اين زمينه يادآور شد: براي مددجوياني كه از اين سرا ترخيص مي‌شوند، حمايتهاي اجتماعي از جمله شغل در نظر گرفته مي‌شود.

در اينجا 411 مددجو، 306 مرد و 105 زن ساكنند كه 70 درصد آنها داراي مشكل رواني بوده، حدود 22 درصد معتاد هستند و همچنين 24 نفر آنها به انواع هپاتيت و 5 نفر نيز به HIV مبتلايند.

دارم مي‌روم اما همچنان و دردناكتر از زمان ورود ذهنم پريشان است و اين بار دختري با‌ قدي كوتاه، جثه‌اي لاغر، لباس رنگي جالب به تن و چند انگشتر بدلي به دست، از رفتن باز مي‌داردم.

ــ تو بيرون‌مي‌روي!؟

ــ آره

ــ عيدا سبزه ميندازيد؟!

ــ آره

ــ سيزده به در رو ميگم‌ها؟

ــ آره، براي چي مي‌پرسي؟!

ــ نمي‌خوام بختم باز بشه‌ها! مي خوام آرزومو خدا بده!

ــ آرزوت چيه؟!

ــ بميرم، برم پيش خدا!

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 22:58 توسط معصومه اصغری |


به اعتقاد يك وبلاگ‌نويس، مهندسي فرهنگي سامان دادن مولفه‌هاي همگراي فرهنگ در يک کليت منسجم و هدفدار است که شاکله‌ي آن رفتار و نگرش فردي واجتماعي را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

در بخشهایی ازوبلاگ "وانشناسي و فرهنگ" به نشاني http://rezaph.mihanblog.com آمده است:

- مهندسي فرهنگي ، يک فرايند است و ازسيستم تبعيت مي کند. پس داراي هدف و بیانگر يک روند است.

- مولفه‌هاي همگراي فرهنگ دريک کليت توحيد مي‌يابند. در صورت وجود مهندسي فرهنگي، مولفه هاي واگراي فرهنگي کنار گذاشته مي‌شوند و تکليف سيستم با آنها مشخص است.

- اين کليت همانند يک شاکله وشخصيت پايه عمل مي کند و بر اساس قاعده «و کل يعمل علي شاکلته» رفتار انسان را تحت تاثيرقرار مي دهد.

این بلاگر توجه خواننده را به یک نکتهاساسی متو جه  می کند و آن  اینکه مهندسی  فرهنگی با يد مبتني بر انسان‌شناسي و روش‌هاي مناسب آن باشد. به عبارت ديگر نمي‌توان براي مهندسي فرهنگي از روش‌ها ومباني مهندسي فني سود جست. لفظ مهندسي براي سامان دادن هندسه فرهنگ است نه به معناي وارد کردن مفاهيم و روش‌هاي آزمايشي فني مهندسي. دليل آن اين است که قوانيني برحيات رواني انسان حاکم است که با قوانين رايج درپديده‌هاي کمي وصرفا عيني متفاوت است. نمي توان ازقوانين عيني وفني براي حيات انساني سودجست. به عنوان مثال مدشده است که قاعده عمومي سيتم‌هارا براي نظام انساني مطابقت مي‌دهند.

 

 وی بر این باور است که انسان يک مرکز پردازش اطلاعات است که داراي يک ورودي ويک خروجي است ، همانطورکه دررايانه اينگونه است. پس خروجي انسان متناسب با ورودي آن است. ملاحظه مي کنيد که اين فکر تاچه اندازه خام است. اين گفته به دليل عدم شناخت ويژگيهاو ماهيت انسان است. درپاسخ بايد گفت که برعکس ماشين ، هميشه خروجي هاي انسان باورودي آن مطابقت ندارد وگاهي متضاد آن است واين هنرانسان است. شخصي را درنظربگيريد که ناسزا مي‌شنود ولي برخوردي ازسر کرامت از خود نشان مي‌دهد. يعني خروجي وي (کرامت ) با ورودي او (ناسزا) يکسان نيست؛ انسان يعني همين. براين اساس بايد درمهندسي فرهنگي حتما وحتما ملاحظات انسان شناختي وروان شناختي آن را مد نظرقرارداد ونبايد مهندسي فرهنگي را همگون با مهندسي فني فرض نمود... .

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 0:21 توسط معصومه اصغری |


به دلیل تمایل جناب دکتر فاضلی ُ استاد محترم مردم شناسی فرهنگیمان کتاب "پژوهش در فرهنگ عمومی"را که در واقع به طرح ساماندهی فرهنگی پرداختهمعرفی می کنم.

به زودی نتایج تحقیق خود را در همین وبلاگ ارائه می کنم .

ضمن اینکه برای راحتی کار شما  ادامه عکس های عروسی های  سنتی را که در پست قبلی ارائه کرده بودم به این مطلب لینک می کنم .

گزارش تصویری 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 0:9 توسط معصومه اصغری |


مراسم متنوع عروسی در نقاط مختلف ایران .

عکس های بیشتر در لینک نمایشگاه عکس خبرگزاری ایسنا قابل رویت است .

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 0:9 توسط معصومه اصغری |