تبليغاتX
شکلات تلخ

شکلات تلخ

ثبت لحظه ها

 
و براي خاطر نخستين گل‌ها
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تو را به جاي همه آناني كه دوست نداشتم دوست مي دارم
تو را به جاي همه روزگاراني كه نمي زيسته‌ام دوست مي‌دارم
براي خاطر عطر گسترده بيكران و براي خاطر عطر نان گرم
براي خاطر برفي كه آب مي‌شود و براي خاطر نخستين گل‌ها
براي خاطر جانوران پاكي كه آدمي نمي رماندشان
تو را براي خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
جز تو كه مرا منعكس مي كند ؟ من خود ، خويشتن را بس اندك مي‌بينم
بي تو گستره‌ي بي‌كران نمي‌بينم ميان گذشته و امروز
از جدار آينه خويش گذشتن نتوانستم
مي‌بايست تا زندگي را لغت به لغت فرا گيرم
راست از آن گونه كه لغت به لغت از يادش مي‌برند
تو را دوست مي‌دارم براي خاطر فرزانگيت كه از آن من نيست
تو را براي خاطر سلامت
به رغم همه آن چيزها كه به جز وهمي نيست دوست مي دارم
براي خاطر اين قلب جاوداني كه بازش نمي‌دارم
تو مي پنداري كه شكي ، حال آنكه جز دليلي نيستي
تو همان آفتاب بزرگي كه در سر من بالا مي‌رود
بدان هنگام كه از خويشتن در اطمينانم

.....................

پل الوار

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 14:22 توسط معصومه اصغری |