تبليغاتX
شکلات تلخ


شکلات تلخ

ثبت لحظه ها

 

 

پارسال دوست ...

امسال ، لازمتون نداريم ، پول نداريم ، دوستون نداريم ، وقت نداريم و . . .

 

جشن پارسال روز خبرنگار در شهرداري تقريبا همزمان با دعوت رييس جمهور از خبرنگاران حوزه دولت  و هديه همراه با تاخير آن برگزار شد و در تعداد ميهمانان و مبلغ هديه تفاوت چنداني نداشت. علت هم معلوم بود ! با فاصله ۶ ماه به همه اين خبرنگاران نيازداشتند ! چه كسي كه رييس جمهور بود و مي خواست رييس جمهور بماند و چه كسي كه قرار بود كانديد رييس جمهوري شود و در آخر نشد.

البته از آنجايي كه غير از برخي‌ها، بيشتر ما آدمها علم از غيب نداريم شهردار تهران هم روز خبرنگار پارسال هنوز نمي‌دانست دم خبرنگاران را چقدر بايد ببيند ! پس يك جوزهايي به قول خاله زنك‌ها چشم و هم چشمي شد و هديه رييس جمهور و شهرداري يكسان شد.

امروز كه دو روز از روز خبرنگار گذشته نه از هديه رييس جمهور خبري شده و نه از هديه شهرداري !

يك منبع آگاه به خودم گفت:تا هفته گذشته برنامه روز خبرنگار با حضور شهردار تهران در برنامه قرار داشته است اما با توجه به برخي صلاحديدها به زمان ديگري كه احتمالا ماه رمضان است موكول شده و كل تقدير و تشكر و خوش وبش با خبرنگاران رو ايازي در صبحانه‌خورونشون انجام داده !

از آنجايي كه خيل عظيمي از خبرنگاران منتظر اين برنامه ميمون و مبارك بوده‌اند لذا از همين‌جا خبر برگزار نشدن و به قولي تاخير بدون تاريخ آن را اعلام مي‌كنم.

***

پ.ن : انقدر كه پارسال ما رو چشم زدن ! به اين روز افتاديم

پ.ن : كلا دل خوش سيري چند !؟

پ.ن : آخرين نرخ تبريك خشك و خالي چنده !؟

پ.ن : با حذف برنامه خبرنگاران و هديه آنها چند پروژه عمراني نجات مي‌يابد ؟

پ.ن : يادم رفت، اقرار مي كنم كه داشت خوشي زير دلم مي زد !

پ.ن : تقديرو تشكر نشد، حداقل برنامه بذاريد بابا، اين نون حلال از كجا دربياد آخه!؟

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 15:23 توسط معصومه اصغری| |

امروز
من خبرنگار بودم.
 
فردا همانم که شش سال و چند ماه و چند روز است در آن سگ دو می زنم تا به قول معروف نان حلال در بیاورم.
 
جلال آل احمد حدود سی و اندی سال پیش در خدمت و خیانت روشنفکران در تشریح بخشی از فضای آن روزگار ُ احوالات روشنفکران را به قول او در خدمت و خیانت به ... نوشت و من امروز ۱۷ مرداد ۸۸ ُ در یکی از روزهای گرم این سال جفت می نویسم که :
 
اگر جلال ُ جلال آل احمد این روزگار بود ُ نمی دانم اما شاید دیگر نمی نوشت "در خدمت و خیانت روشنفکران" و حتما برای غربت این روزگار ما در فقدان قلم های با حیا و با شرافت چیزی می نوشت تا مرحمی به دلی نشسته باشد!
این روزها به خدمت ها و خیانت های خودم در مقام یک انسان ُ دانش آموخته و البته خبرنگار فکر می کنم و اینکه معصومه هفت سال پیش رو خیلی بیشتر دوست داشتم و حالا هر روز با این معصومه در مواجهه با آدمها و کارهاشون -  موقعیت ها و آثارشون - سازمان ها و نهادها و وظایفشون می ترسم.
چون گاهی رنگی و  گاهی نفتی می شم و گاهی هم خنجر می خورم.
 
 
 
نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 17:29 توسط معصومه اصغری| |

 
 
تنهایی یه امام چقدر می تونه بزرگ و دردناک باشه !؟ وقتی که مهربون باشی و آدمهای پر ادعا فقط قلبت رو به درد بیارن !
این متن رو از تابناک برداشتم.
کمکم کردُ کمکتون می کنه !
 
سبب غیبت امام عصر(عج) خودمان هستیم
کوتاه گفته های مرحوم آیت الله العظمی بهجت در باره امام زمان

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

*

ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

*

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

*

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

*

خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

*

امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.

*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!

*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!

*

به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.

*

آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

*

چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!

*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!

*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.

*

حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:1 توسط معصومه اصغری| |

دیروز یکی از دوستانم بعد از چند هفته خود خوری و خودداری وقتی که نتونسته بود بیشتر از این خودشو آروم کنه برای درد و دل کردن تماس گرفت !

بعد از بغض و آه و حرفای پر غم آخرش معلوم شد که اون بنده خدایی که تا چند وقت پیش قرار بود باهاش ازدواج کنه و جور نشده بود مسافر توپولوف بوده ! همونی که جگر گوشه های مردم رو بدون هیچ حرف وحدیثی روی هوا تیکه تیکه پس داد .

آهش خیلی بلند و طولانی بود ! آه ام ! آهشون ...

نه به خاطر اینکه یه روزی یه قراری داشته ! نه به خاطر اینکه اینطوری مردن و رفتن !

به خاطر دردش ! درد بدیه ! یه جور عذاب وجدان همراه با درد که وقتی برای من هم تعریف کرد بهم منتقل شد.

 

روزایی که گذشت پر از حوادث کوچیک و بزرگ و با ربط و بی ربط به من بود اما انگار یه درد بزرگ هنوز به دلم و قلبم نشسته ! حالا حالاها هم نمی خواد دل بکنه از این دل !

دارم بهش عادت می کنم ُ شاید ام یکی از همین روزا بهش عادت کردم اما این اتفاقیه که ازش فراریم.

فقط به خودم می گم اینا ماله اون بخش دنیاست که دست من نیست ! آره.

نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 15:43 توسط معصومه اصغری| |


Design By : Night Skin